پناه

روزانه‌هاي پناه فرهادبهمن درباره ارتباطات، روزنامه‌نگاري و زندگي

::آغازين وبلاگ::

 

درباره

پناه فرهادبهمن

 

آگهي

 

نويسندگان

پناه فرهادبهمن

 

پيوندها

سجاد صاحبان‌زند
شاهد حلاج نيشابوری
رهام وزيری
میترا خلعتبری
امیر علیزاده
آرش عاشوری‌نيا
مريم
زاغارت
گفتار
خاطره وطن‌خواه
اميد سرخی
اميد سرخی
پرستو دوكوهكي
مهدی جامی
حنيف مزروعی
هنوز
نيک‌آهنگ کوثر
ندا دهقانی
معصومه ناصری
رضا شکراللهی
علی پيرحسين‌لو
يونس شکرخواه
هادی حيدری
آزاده اکبری
ساناز الله‌بداشتی
سهام‌الدين بورقانی
اميد معماريان
بهمن دارالشفايي
حسن سربخشيان
منصور نصيری
آزاده عصاران
احسانه حاجی‌اسماعيلی
مرجان حاجی‌رحيمی
نفيسه احمدی
ليلی نکونظر
حسين درخشان
داوود پنهانی
حديث لزرغلامی
آرش غفوري
فهيمه خضرحيدری
مهران قاسمی و سارا معصومی
راديو زمانه
آسیه امینی
مصطفي معين
حمید سیدی
مسعود بهنود
نوشا فروهر
آرش صالحی
فرزانه سالمی
تينا چينی‌چيان
احسان مهرابی
عطیه وحیدمنش
پيام برازجانی
حسن کرمی
مقصود صالحی
هاجر دشتبانی
محمد توحیدلو
وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
مترجم قالب
لینکوگراف
آموزش طراحی وب
::طراح قالب::

 

طراح قالب

 

پشتيباني

  RSS 


My blog is worth $15,242.58.
How much is your blog worth?

Baznegar
Balatarin
POWERED BY
PersianWeblog.com

«پناه» تا اطلاع ثانوی تعطيل است...

 

هیچوقت این‌قدر طولانی نمی‌شد... این حس ناگفتنی و مبهم را می‌گویم. طولانی و عمیق...

یک نوع سندرم خستگی مزمن شاید. چیزی اضافه بر حس لزجی که هدیه این روزهای حکمرانانمان به روح و روان جامعه است...

بر خلاف طعنه‌ها، نه از «دل بستن» است و نه از «دل بریدن»!

سالهاست که با من است... می‌آید و می‌رود. ولی این بار جا خوش کرده. انگار که این بار قصد رفتن ندارد. خرق عادت کرده و می‌خواهد مرا از رو ببرد. می خواهد صدای خرد شدنم را خوب بشنود. تا به حال همیشه این من بودم که با پررو بازی، با پنهان شدن در کوچه‌های علی‌چپ، با طرح موضوعات انحرافی، با انکار و... در برابرش جا خالی داده‌ام، خودم را از خودم و دیگران قایم کرده‌ام تا مبادا کسی متوجه شود...

 این‌گونه بود که «پناه» را جِرم گرفت و پوسید...

حالا «پناه» به تصویر درون آیینه خیره شده و سرشار از بغضی متراکم احساس «بی‌پناهی» می‌کند. شاید تصورش سخت باشد که کسی هیچ‌گاه نتوانسته باشد که به سفتی زمینی که روی آن می‌ایستد، اعتماد کند. دیوار و تکیه‌گاه پیشکش...

با زمینی شل و باتلاقی، دنبال دیوار می‌گشتم!

نمی‌دانم چرا از سالهای خیلی دور «پناه» ترجیح داده یک «خود» دیگر از خود به نمایش بگذارد، که حالا این‌گونه احساس «بی‌خودی» کند.

جنگی درونم بالا گرفته که این روزهایم را تلخ و گزنده کرده‌است. گاه به سیاق گذشته چرند می‌گویم و به چرند دیگران می‌خندم و گاه گُنگ گُنگم...

نوشتن همین سطور خود گواه روشنی بر احوالات این روزهاست. نوشته‌ای که میدانم از انتشارش پشیمان خواهم شد ولی نهایت مبارزه را برای حذف نکردن این آخرین پست خواهم کرد...

خسته‌، شکسته، مردّد، نامطمئن و بدبین، هذیان‌وار و بریده‌بریده می‌نویسم...

تا همین امروز هم این وبلاگ نیم‌بند خیلی وقتها صرفا نقش آرشیو مطالب چاپ شده در روزنامه‌ها را داشته‌است که از امروز این نقش را هم نخواهد داشت.

«پناه» نمی‌خواهد این روزهای هذیانی را با کسی به اشتراک بگذارد و شاهد تمسخر یا فهم ناقص و نادرست دیگران باشد، پس این آخرین پست او تا «اطلاع ثانوی» است. تا روزی که یک اتفاق تازه بیفتد و  از این در به دری روانی خلاص شود. تا زمانی که بتواند زمینی سفت برای ایستادن پیدا کند. امیدوارم این احوال ختم به خیر و آرامش شود. امیدوارم «پناه» زیر آوار این روزها هلاک نشود...

برای «پناه» دعا کنید!


+ نوشته شده چهارشنبه ۳ امرداد ،۱۳۸٦ ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بخشی از ترانه زيبای محمد صالح‌علای عزير...

 

شما که لیسانس دارین، سواد دارین، روزنامه خونین
با بزرگون می شینین، حرف میزنین
همه چی می دونین
شما که کله‌ات پُره
معلم مردم گُنگین
واسه هر چی که می گن جواب دارین، در نمی مونین
بگو از چیه که من دلم گرفته؟
راه می رم دلم گرفته
پا می شم دلم گرفته
گریه می کنم، می خندم، پا میشم، دلم گرفته
...

بگو از چیه که من دلم گرفته؟


+ نوشته شده یکشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٦ ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

باز...

 

گر دل من نیاسود

از گناه تو بود؟!!!...


+ نوشته شده یکشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٦ ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

...

 

گفتی تو مغروری هنوز
با فتح این همه شکست...


+ نوشته شده شنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٦ ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حاصل اشتراک نامتجانس احوالات درونی با اوضاع بيرونی در يک ميهمانی غيرمترقبه...

 

از خدا پنهون نیست، از تو چه پنهونه...

مستی هم درد منو دیگه دوا نمی‌کنه...

ولی اصلا تو انگار که نه انگار که نه انگار


+ نوشته شده جمعه ٢٢ تیر ،۱۳۸٦ ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مثل هميشه...

 

- حالت خوبه؟!

- مثل همیشه...


+ نوشته شده سه‌شنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٦ ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آی آدمها...

 

آي آدمها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانيد
يك نفر در آب دارد مي سپارد جان
يك نفر دارد كه دست و پاي دايم مي زند
روي اين درياي تند و تيره و سنگين كه مي دانيد...


+ نوشته شده دوشنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٦ ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

...

 

قلبم گرفت ای نازنین...


+ نوشته شده دوشنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٦ ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

زنگ تفريحه...... زنگ تفريح!

 


+ نوشته شده پنجشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٦ ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

يکی از الگوهای موفق روزنامه‌نگاری ايرانی...

 

بلوای جدیدی که دولت احمدی‌نژاد راه انداخته بوی بنزین می‌دهد. پس از خواب پریشان پریشب گوشه‌گوشه ایران، دیروز صبح به صورت ناخودآگاه مسیرم را به سوی دفتر اعتماد ملی کج کردم. در چنین موقعیتهایی بهترین جا برای دنبال کردن جدیدترین رویدادها تحریریه یک روزنامه است.

از همان اوایل صبح بنا به سابقه‌ای که پیش از این شورایعالی امنیت ملی از خود نشان داده بود، خیلی از بچه‌ها حدس می‌زدند که عنقریب مصوبه محرمانه جدیدی خواهد رسید که معنا و مفهومش نادیده گرفتن ماجراهای عیانی است که مردم ایران خود شاهدش بوده‌اند!

یادم هست که با خوشباوری به آرش گفتم: «آنچه که پس از اعلام ناگهانی سهمیه‌بندی بنزین در همه جای کشور اتفاق افتاد، عمومی‌تر از آن بوده که کسی انتظار سرپوش گذاشتن بر آن را داشته باشد.» او هم شاکی شد و گفت: «کسی نداند فکر می‌کند که همین الان از سوییس آمده‌ای...»

کمی نگذشت که با آمدن مصوبه کذایی باز هم به من ثابت شد که اندکی «تدبیر» هم  انتظار گزافی بوده که من داشته‌ام.

آن هم نه یکی، دوتا! یکی ظهر و یکی شب.

مصوباتی که در مورد انعکاس ویرانی‌ها و زد و خوردها، به ویژه به صورت تصویری، هشدار جدی می‌داد.

در حالی‌که پیشتر از آغاز نگارش چنین مصوبه ای دهها دقیقه فیلم و صدها تصویر از شرح ماوقع از طریق سایتها و وبلاگها و خبرگزاری‌های داخلی و خارجی از طریق اینترنت به گوشه‌گوشه دنیا مخابره شده‌بود و انگار که گنجانده شدن این موضوع در فهم قیچی به دستان انتظاری عبث بوده است...

دیگر شب بود و به خانه رسیده بودم که در جریان ابلاغ مصوبه دوم که تندتر از اولی بوده است قرار گرفتم، نگران و پرسان با آرش تماس گرفتم.

«تمام عکس‌ها را در آوردیم و متن را هم «چکَش‌کاری» کردیم.» این پاسخی بود که از آن سوی خط شنیدم. شنیدن این خبر در کنار مدح و مجیزی که همزمان از «۳۰/۲۰» شبکه۲ در مورد این طرح در حال پخش شدن بود اعصابم را به هم ریخت.
ساعت ۶ و ۷ صبح که ناامید روزنامه‌های صبح تهران را ورق می‌زدم با دیدن اعتمادملی حالم سر جایش آمد.

این صفحه اول امروز اعتماد ملی است:

هر چند در فضای کار رسانه‌ای ایران از این‌جور آزمون‌ها زیاد پیش می‌آید، اما به جرات می‌توان گفت که اعتماد ملی امروز برنده بی قید و شرط آخرین نمونه آزمون اینچنینی بود.

درست در شرایطی مساوی در میان روزنامه‌های امروز صبح و در حالی که مدیران مسئول همگی این روزنامه‌ها دریافت کننده نامه محدودکننده واحدی بوده‌اند، هر کدام واکنشی متفاوت نشان داده‌اند.

اگر روزنامه کارگزاران را -متاسفانه بر روی اینترنت فعال نیست-  که رسما به قصد توقیف امروز به روی دکه آمده نادیده بگیریم، تقریبا مابقی روزنامه‌ها موضعی کمرنگ در این باره گرفته ‌اند

ویژگی منحصر بفرد روزنامه اعتماد ملی امروز در قیاس با روزنامه‌های دیگر، رسیدن به الگویی موفق در رعايت شرايط و الزامات روزنامه‌نگاري ايراني است. حركت بر لبه تيغ و بند بازي روي خط قرمز! نه افتادن به وادي محافظه‌كاري صرف مانند بسياري از روزنامه‌هاي امروز و نه انجام عمليات حساب‌نشده يا انتحاري مانند شماره امروز كارگزاران.

الزام سازمانی به «ماندن» در عین «فرار از انفعال»...

اعتماد ملي ضمن آنكه بر خلاف دستور شورايعالي امنيت ملي عمل نكرده و در آن خبري از عكس زد و خورد و ويراني‌هاي بامداد چهارشنبه نيست، اما با چينش ويژه براي صفحه اول و فونت بسيار درشت براي تيتر خود و اختصاص ۸۰ درصد حجم صفحه نخست به اين موضوع كه ناخودآگاه يادآور شرايط فوق‌العاده است و همچنين اختصاص ۱۷ عنوان مطلب كوتاه و بلند متفاوت در باره اين موضوع، رسالت خود را در حد مقدورات و به تناسب اهميت موضوع به انجام رسانده است.

اين ويژگي، مهارتي منحصر بفرد براي روزنامه‌نگاران ايراني است. مهارت بيان بیشتر حرفها در ميان خطوط. و صد البته كه نفس كشيدن در يك فضاي مشترك، امكان خوانش اين پيام‌هاي لابلاي خطوط را براي مخاطبان ايراني هم فراهم كرده و رسانه و مخاطب را به يك «نشانه‌گذاری» مشترک رسانده است.

یکی از بدترین لحظات یک روزنامه‌نگار وقتی است که جلوی قلمش را برای بیان واقعیتی که توجیهی برای نادیده گرفتنش نمی‌یابد، بگیرند. اما وقتی به مدد تجربه روزنامه‌نگاری ایرانی می‌آموزد که همان پیام را در همان رسانه به شیوه‌ای دیگر «رمزگذاری» کند و خطوط قرمز را دور بزند، به رضایت‌خاطر دوچندانی رسیده و بار رسالت بر دوشش را بیشتر حس می‌کند و از عذاب وجدان رهایی می‌یابد.

نمی‌توان منکر شد که از سویی برخی پیام‌ها را خطوط قرمزی بسیار پررنگ از آنی محاصره می‌کنند که قابل دور زدن باشد و از سوی دیگر، در این تغییر رمزگذاری‌ها برخی پیام‌ها تلف می‌شوند، اما اگر می‌خواهیم روزنامه‌نگار بمانیم باید  روزنامه‌نگاری ایران را  با تمامی جوانبش بپذیریم و به جای رفتن در موضع انفعالی یا انتحاری، برای ماندن فکر کنیم و به فکر ابتکارهای جدید برای دور زدن خطوط قرمز باشیم. هر چند پروسه زمان‌بری پیش رو داریم، اما نهایتا پیروزی مال ماست، چرا که رسّام‌های خطوط قرمز بارها نشان داده‌اند که در کنار زور زیاد مغزهای کوچکی دارند...


+ نوشته شده پنجشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٦ ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پرداخت خسارت آتش‌سوزي پژو405، آردي و سمند پيگيري مي‌شود:

 

غرامت يك ميليون دلا‌ري براي هر قرباني

[این گزارش را به دوست «بی‌نام»ی تقدیم میکنم که وقتی در باره «گاف بزرگ هم‌میهن» نوشتم، در قسمت نظراتش مرا مورد لطف قرار داد و نوشت: «اگر جرأت داري، ادعاي واهي خودت را در يك روزنامه رسمي بنويس. نه يك وبلاگ ساده و مجاني آقاي ترسو!»]

اعتماد ملی- پناه فرهادبهمن: همه آنهايي كه به خاطر آتش‌سوزي‌هاي خودبه‌خود پژو405،‌آردي، پارس، سمند و... دچار خسارت مالي يا جاني شده‌اند، مي‌توانند براي طرح شكايت از شركت خودروساز و دريافت خسارت، تا سقف يك ميليون دلا‌ر، اقدام كنند. درست درگيرودار يكي از نقاط عطف تلا‌ش دوساله مديران ايران خودرو براي كتمان مسووليت آتش‌سوزي‌هاي پياپي پژو405، سمند و... كه با گرم شدن هوا شدت بيشتري مي‌گيرد، انتشار يك فراخوان جديد براي قربانيان محصولا‌ت اين شركت خودروسازي در روز گذشته، اين پرونده چندساله را وارد مرحله جديدي مي‌كند.

بابك پورباقر، يكي از مديران ايراني پژو كه به اتهاماتي از فرانسه ممنوع‌الخروج شده و تحت‌پيگرد قضايي اين كشور است و سراسر اطلا‌عات منتشر شده درباره او به يك روزنامه محافظه‌كار محدود مي‌شود، با انتشار فراخواني وكالت خسارت‌ديدگان ايراني محصولا‌ت پژو را پذيرفته است.

در اين فراخوان آمده است: «بايد به قربانيان خودروهاي پژو كه يا در آتش خودرو جان سپردند و يا مجروح شده‌اند يا به اشكال ديگري دچار خسارت شده‌اند، خسارت داد... ايران خودرو، پژو 405 و ساير خودروهاي شركت پژوي فرانسه را تحت ‌پروانه يا ليسانس شركت خودروسازي پژو فرانسه مي‌سازد، پس اين شركت پژو است كه مسوول كيفيت و حوادث ناشي از نقص طراحي خودروي پژو است. ما به سبب حوادثي كه موجب مرگ شماري از هموطنان، در حادثه آتش گرفتن پژو 405 شده است، مي‌توانيم از شركت پژو در محاكم صالحه جمهوري اسلا‌مي يا در محاكم صالحه بين‌المللي شكايت كنيم و مدعي جبران قانوني خسارت وارده شويم.»

 در بخش ديگري از اين فراخوان تصريح شده است: «مرگ هر انسان طبق قوانين كنوني فرانسه و به طور كلي در ايالت متحده آمريكا و در همه جهان جبران خسارتي بيشتر از يك ميليون دلا‌ر (هزار ميليون تومان) را به دنبال دارد»

پورباقر در فراخوان خود اظهار اميدواري كرده است كه با تحت تعقيب قرار دادن شركت پژو، لا‌اقل مبلغي حدود يك ميليون دلا‌ر براي هر شخص كه بر اثر حادثه آتش گرفتن پژو 405 ناشي از نقص فني آن، جان خود را از دست داده باشد، دريافت شود و به علت ساير خسارات مالي جدي ‌وارده بر شخص متوفي يا به غير او، تقاضاي جبران زيان و ضرر و غرامت شود.

نكته مغفول اين فراخوان نوع قرارداد پژو با ايران خودرو و بار سنگين همه مسووليت توليدات ايرانخودرو با طرف ايراني است.اين در حالي است كه تاكنون ايرانخودرو تلا‌ش كرده است كه مسووليت خسارت‌هاي ناشي از حريق اين خودروها را متوجه مالكانشان بداند اما فراخوان پورباقر كه اتفاقا ارتباط نزديكي با ايران خودرو دارد .

خريداران خودرو در ايران را متوجه حقوقي مي‌كند كه خودروسازان ايراني آن را انكار مي‌كنند.انتشار اين فراخوان آن هم در شرايطي كه ايران خودرو تمام تلا‌ش خود را براي همراه كردن دستگاه قضايي و انتظامي با خود بر سر اين موضوع كه او در اين قائله بي‌تقصير است، به كار برده، اقدام عجيبي به نظر مي‌رسد.ت

اكتيك تبليغاتي ايران خودرو در اين مدت، سكوت خبري و صرفا تكيه بر فراخوان طرح تعويض سيستم سوخت بوده است. هر چند به گلا‌يه‌هاي عمومي مالكان خودروهاي شامل فراخوان در مورد پاسخگو نبودن برخي از نمايندگي‌هاي مجاز كه در قالب ستون پيام‌هاي مردمي روزنامه‌ها و گزارش‌هاي خبري شبكه‌هاي مختلف صدا و سيما انعكاس يافته، هيچ پاسخي داده نشده است.

در عين حال، روابط عمومي اين خودروسازي با به كار بردن اهرم‌هاي تبليغاتي خود در برخي از رسانه‌ها از سويي تلا‌ش كرده كه «دلهره 405» را «پايان يافته» وانمود كرده و از سوي ديگر، براي كاستن از فشار مسووليت جان نزديك به  200 قرباني آتش‌سوزي محصولا‌تش، خواسته تا با جلب توجه افكار عمومي به نقص فني محصولا‌ت خودروسازان ديگر، براي خود شريك جرم بسازد و انعكاس صداي قربانيان اين حوادث را نيز «غرض‌ورزي برخي رسانه‌ها» بنامد.

اين شگرد تا جايي تعميم يافته كه پاره‌اي از «گزارش آگهي»هاي بزرگ‌ترين شركت خودروسازي ايران در برخي مطبوعات، دست به «پيش‌بيني» و «پيشگويي» در مورد تلفات ناشي از نقص فني خودروهاي ساخت ديگر شركت‌هاي خودروسازي زده‌اند اما كارشناسان معتقدند اين رويه صرفا يك شگرد تبليغاتي فرافكنانه است و حتي اگر روزي ثابت شود كه همه خودروهاي ساخت داخل نقص فني دارند، چيزي از مسووليت تك تك خودروسازان كم نمي‌كند. ‌

يادداشت‌نويسان مطبوعات در روزهاي اخير نوشته بودند: «جريان آتش‌سوزي‌هاي پژو 405 سال گذشته به چالشي ملي تبديل شده بود. به‌طوري كه چند سازمان دولتي سر اين موضوع با هم به اختلا‌ف نظرهاي شديدي رسيدند و كار بررسي اين موضوع به دادستاني كل كشور هم كشيده شد ولي نتيجه اين بررسي‌ها چه شد؟ آيا آتش سوزي مكرر اين خودروها در اوايل سال جاري حاصل كم توجهي به نتايج اين بررسي‌هاست؟»

جريان افتادن مجدد اين پرونده در دادستاني كل كشور در كنار فراخوان پورباقر از يك سو و اما و اگرهاي خروج پژو از ايران و تغييرات قريب‌الوقوع مديران كلا‌ن صنعتي از سوي ديگر، اين هفته را به هفته‌اي پرخبر براي مديران خودروسازي كشور تبديل مي‌كند. هر چند مديران ارشد صنعتي دولت تلا‌ش كردند پس از بالا‌ گرفتن شايعه خروج پژو از ايران، بيش از پيش به پژو براي تغيير عقيده، امتيازات بيشتري دهند اما فراخوان اخير پورباقر يك رويارويي جديد را ميان ايران خودرو و پژو رقم خواهد زد. مجادله‌اي كه مي‌توان با توجه به نوع قرارداد ميان ايران خودرو و پژو و توليد قطعات معيوب خارج از شركت پژو، پيشاپيش برنده‌اش را شناخت. ماجرايي تازه كه در صورت پيگيري و اجراي قانون و احترام به عرف بين‌المللي يك غرامت چند صد ميليون دلا‌ري را به مجموعه بدهي‌هاي بدهكارترين شركت دولتي ايران خواهد افزود. يك بدهي بزرگ كه تلا‌ش براي انجام يك مانور سياسي در زمين فرانسه و بي‌توجهي طراحان به تبعاتش، آن را آشكار ساخت.


+ نوشته شده چهارشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٦ ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گاف بزرگ هم‌ميهن (۲)

 

در این‌که خودروسازی ایران اساسا معیوب و مشکل‌دار است، هیچ شکی نیست. می‌خواهد ساخت سایپا باشد یا ایران‌خودرو. کرمان خودرو باشد یا مدیران خودرو...

اما امروز که این مطلب را یکی از دوستان، البته با تاخیر چند روزه، به من نشان داد، بیش از گذشته به آنچه در این یادداشت در مورد «گاف بزرگ هم‌میهن» نوشته بودم، مطمئن شدم.

د ر این‌که بعضی‌ها به فاحشگی مطبوعاتی روی می‌آورند، پدیده‌ای قابل بررسی است.

نویسنده این دو مطلب، چگونه می‌تواند ادعای بی‌طرفی کند و چگونه می‌تواند وابستگی خود را به روابط عمومی ایران‌خودرو انکار کند، در حالی که به شکلی رو و نخ‌نما در هر دو مطلب دو تاکتیک تبلیغاتی این روابط عمومی را به آماتوری‌ترین شکل ممکن پیاده کند؟!

البته با تکرار این سیاق در روزنامه هم‌میهن نمی‌دانم آیا هنوز هم می‌توان نامش را «گاف» گذاشت؟!


+ نوشته شده دوشنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٦ ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

روايت خودكشي يك كارگر

 

طناب است دنيا

ایلنا: آخرين كسي كه «حسن حسني» را ديد يكي از همكارانش بود، آنها به اتفاق ساير كارگران صبح به كارخانه‌ كنف كار رفته بودند تا مانع خروج دستگاه‌ها و ابزار توليد از آنجا شوند كه با نيروهاي نظامي مواجه شدند.

اين كارگران پس از آنكه توسط مأموران ضدشورش كتك خوردند، به ساختمان استانداري آمده و تجمعي اعتراض‌آميز برپا كردند. اين بار هم مأموران وارد عمل شدند و آنها را متفرق كردند. پس از اين ماجرا، حسني از همكارش مي‌خواهد كه به او پولي بدهد: «حتي يك پنج توماني توي جيبش نبود». همكارش هم بيشتر از يك پانصد توماني نداشت. پول را تقسيم مي‌كنند: «گفت به حساب قرض نگذار. حلالش كن. توجه نكردم چه مي‌گويد. از صبح كتك خورده بوديم و فحش شنيده بوديم و حالا مي‌خواستيم دست از پا درازتر برگرديم خانه. گفت دستگاه‌ها را هم كه بردند. يعني تمام شد؟ گفتم خودت نديدي چي شد؟». مي‌خواست مطمئن شود، از زبان ديگري بشنود كه حتي همان كورسو اميد بازگشت به كار هم نابود شده است: «دستگاه كه نباشد كار نيست. مي‌دانست بنده‌ي خدا. با پول من تاكسي گرفت كه خودش را زودتر برساند كارخانه» ساعت يك بعدازظهر حسن حسني را حلق‌آويز شده در كارخانه‌اي متروك پيدا كردند. سياهي چشم‌هايش رفته بود و دندانهايش نوك زبانش را بريده بودند. نگهبان كارخانه كه جنازه‌ي او را پيدا كرد مي‌گفت: «طناب دار را چنان محكم بسته بود كه مجبور شدم ببرّمش تا جنازه را پايين بياورم.» اين چنين مصمم بود براي نابودي خود.  ادامه>>>


+ نوشته شده یکشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٦ ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سفارت انگليس، امروز، ساعت ۱۷

 

«نمی‌گذاریم وطن‌فروشان داخل سفارت روباه پیر شوند و تولد الیزابت را جشن بگیرند.

امروز (۲۴/۳)، ساعت: ۱۷، مقابل جاسوسخانه انگلیس»

این متن اس‌ام‌اسی است که امروز در میان گروههای خاصی از مردم تهران رد و بدل شده می‌توان انتظار بروز نا آرامی جدیدی را در مقابل سفارت انگلیس تا ساعاتی دیگر داشت. نا آرامی‌هایی که گاه پس‌لرزه‌هایش می‌تواند تا مدتها بعد باقی بماند...

خدا امروز را هم به خیر بگذراند...

----------------------------------------------------------------------------------------

تکمیلی:

دانشجويان، مقابل سفارت انگليس تجمع كردند - خبرگزاری فارس

روزنامه نگاران به میهمانی سفارت انگلیس نمی روند - خبرگزاری مهر


+ نوشته شده پنجشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٦ ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گاف بزرگ هم‌ميهن!

 

لعنت بر این زبان که در دهان آرام بگیر نیست. مخصوصا وقتی به چنین مدیحه‌سرایی‌هایی [ادامه این مدیحه‌سرایی را در صفحه سوم هم‌میهن۲ باید بخوانید] بر می‌خورد. آن هم در روزنامه‌ای که انتظار می‌رود حیثیت قلم برایش بیش از این‌ها ارزشمند باشد!

این مطلب در خوش‌بینانه‌ترین نگاه یک گاف بزرگ حرف‌ای برای گردانندگان هم‌میهن است.

در روزهایی که با گرم شدن هوا یکی از زخم‌های پنهان خودروسازی معیوب ایران دوباره خود را نشان می‌دهد و پژو ۴۰۵‌های از رده خارج شده در فرانسه، در کوچه پس‌کوچه های ایران یکی‌یکی آتش می‌گیرند و همین پریروز خبرگزاری رسمی دولت خبر از سوخته شدن یک شهروند دیگر در میان شعله‌های یک پژو۴۰۵ دیگر خبر داد، بپذیریم که کمی بیش از حد وقاحت می‌طلبد برای نگاشتن چنین مجیزنامه‌ای.

بعضی وقتها این سوال تمام مغزم را به خود مشغول می‌کند که چقدر قیمت یک قلم می‌تواند پایین باشد؟! راستی نویسنده این مطلب در برابر چه پاداشی توانسته چشم خود را بر واقعیت ببندد و تازه با افتخار نام خود را بر صدر مطلبش حک کند؟

یعنی آگهی‌دهنگان این‌قدر به سینه‌چاکشان بی‌اعتمادند که او مجبور است برای اثبات خوش‌خدمتی نام خود را بر هم در کنار مطلب ثبت کند؟!

کاش به این راحتی‌ها قلم را نمی‌فروختیم و کاش اگر هم می‌فروختیم، هنرش را می‌داشتیم که اسکناس‌ها را طوری پنهان کنیم که این‌گونه از پشت مطلب نمایان نشده و توی ذوق نزند. و کاش اگر این هنر را هم نداشتیم کمی حیا می‌داشتیم که به مجموعه نداشته‌هایمان این‌گونه افتخار نکنیم!

در این وانفسای روزنامه‌نگاری ایرانی بارها و بارها حرف حقی در گلوهایمان مانده که اجازه انتشار نیافته، اما فکر نمی‌کنم هیچ کدام از ما در هیچ زمانی بابت حرف ناحقی که به ناممان در صفحات مطبوعات برای همیشه ثبت شده، بتوانیم توجیهی بیابیم!

من ایمان دارم که تن‌فروشی به مراتب شرافتمندانه‌تر از قلم‌فروشی است و من با وجو چنین نگارندگانی در برابر همه فاحشگان قرن تعظیم می‌کنم!

و سخن آخر هم با این مداح محترم:

به اربابان خود بگو حتی اگر روزی ثابت شود که همه خودروهای تولیدی تمامی خودروسازان داخل و خارج کشور دارای نفص فنی هستند، چیزی از گناه آنها از بابت خسارتهای مالی و جانی فراوان نقص فنی پژو۴۰۵، سمند و پژو پارس کم نمی‌کند، گناه بزرگی که آنها به بهایی ناچیز با تو  به اشتراک گذاشته‌اند و تو...

بهتر است آنها به جای دادن رمل و اسطرلاب برای پیش‌بینی خسارت‌های نقص فنی خودروهای دیگر به امثال تو، اگر می‌توانند فکری اساسی کنند و اگر نمی‌توانند، ناتوانی‌شان را کتمان نکنند و اگر شرافتشان آنقدر هم قد نمی‌دهد لا اقل خاموش بمانند!

گوشه‌ای از ماجرای دو ماه اخیر:

در سال گذشته بيش از ۸۰ پژو ۴۰۵ در اهواز دچار حريق شده‌اند - ایسنا

از آذر ۸۵ تا فروردین ۸۶، 19 دستگاه خودرو پژو 405 در تهران آتش گرفت - مهر

يک پژو 405 در اهواز آتش گرفت  - ایسنا

پژو با 6سرنشين در پمپ بنزين اهواز آتش گرفت - جام جم

نگرانی آتش نشانی از وقوع حریق در پژو 405 به طور کامل رفع نشده است - مهر

يك دستگاه پژو ‪ ۴۰۵‬شب گذشته دراهواز آتش گرفت - ایرنا

دو دستگاه پژو 405 در مشهد آتش گرفتند - ایسنا

سريال آتش سوزي پژو ‪ ۴۰۵‬با آتش گرفتن يك دستگاه ديگر در اهواز ادامه‌يافت - ایرنا

دو دستگاه پژو ‪ ۴۰۵‬در اهواز دچار آتش سوزي شد - ایرنا


+ نوشته شده یکشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٦ ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جوونی!

 

یک لحظه به این بمب هیجان حسودیم شد!


+ نوشته شده چهارشنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٦ ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تصاوير تکان‌دهنده از شاید يک عشق واقعي...

 

اسم عشق که می‌آید، همه مشرق زمین را نشانت می‌دهند و قصه عشق‌های افسانه‌ای...

اما دیدن این تصاویر از دختری که در ینگه دنیا و در چنین شرایطی نیز رابطه نامزدی‌اش را به رابطه زناشویی تبدیل می‌کند، جالب و باور نکردنی است...

این زوج را «اپرا» در شوی تلویزیونی معروف و جنجالی‌اش معرفی کرد.

این دختر که پیش از اعزام همسر فعلی‌اش که نیروی ارتش آمریکاست به عراق با او نامزد بوده است، پس از بازگشت او و با وجود اینکه او صورت خود را در اثر انفجار یک بمب در عراق کاملا از دست داده است، پیمان ازدواج می‌بندد.

این تصاویر به هیچ عنوان نادیده گرفتن جایگاه و فداکاری‌های همسران جانبازان جنگ خودمان نیست و صرفا به خاطر این جالب است که بدانیم این تصاویر در بلاد دیگر نیز دیدنی است...

عکسهای کاملتر را می‌توانید در اینجا ببینید.

وقتی


+ نوشته شده یکشنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٦ ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بيست‌و پنجمين بيست‌و پنج ارديبهشت...

 

از بچگی عدد «۲۵» را دوست می‌داشتم. نمی دانم چرا! شاید به این خاطر که «۵» را هم دوست داشتم و «۲۵»، پنج‌پنج‌تا بوده‌است.

امروز که عدد سنم به «۲۵» رسید، حس جدیدی در من نسبت به «۲۵» شکل گرفته‌است.

حالا «۲۵» نیمی از «۵۰» است و وقتی «۲۵» شماره سالهای عمر باشد، یعنی «ربع قرن»...

نمی‌دانم در این ۲۵ سال «زنده»گی، چه‌قدر «زندگی» کرده‌ام...


+ نوشته شده سه‌شنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٦ ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سکوت خبری در مورد تجاوز معاون حراست به دختر دانشجو در کرمانشاه (به روز می‌شود)

 

طبیعی است وقتی که جلوی جریان آزاد اطلاعات گرفته شود بازار شایعات داغ می‌شود. اما در این حد را کسی انکار نمی‌کند که معاون محترم حراست دانشگاه رازی کرمانشاه با یک دختر دانشجوی دانشکده ادبیات این دانشگاه رابطه جنسی برقرار کرده است.

حالا این‌که بنابر اصرار همکاران امنیتی این نیروی ارشد حراست این رابطه با رضایت طرفین بوده و یا این‌که پای یک «تجاوز» در میان است، چیزی از اصل فاجعه کم نمی‌کند.

تجربه نشان داده‌است که وقتی که این گاف در این حد انتشار یافته و تایید شده، پس قاعدتا بوی نامطبوع این ماجرا بیش از آنی بلند شده که مانند بسیاری موارد دیگر اساسا تکذیب شود.

چه خوب است که برادران غیوری که با شنیدن خبری تایید نشده در مورد زیر سوا رفتن حجاب هاجر سلیمی‌نمین، دختر عباس سلیمی‌نمین و دانشجوی دانشکده هنرهای زیبا، بلوا به راه انداخته و خونشان به جوش می‌آید و حتی در فاصله کوتاهی پایگاه اینترنتی هم برای انعکاس دادن به شهرآشوبی‌شان به راه می‌اندازند، الان در کدام سوراخ موشی خسبیده‌اند؟ چرا چیزی نمی‌گویند؟

شاید باید به شیوه مدیریت و سازماندهی افکار عمومی از سوی برخی آقایان آفرین گفت. به خاطر بحران‌سازی کاذب در زمان  نیاز و همچنین مسکوت کردن بحران‌های واقعی گریبانگیر.

جالب آنجاست که این اتفاق در کرمانشاهی رخ داده که مردمانش خود را به «غیرت» شهره می‌دانند و باز هم کک کسی نگزیده‌است.

از وبلاگستان هم متعجبم که چرا در اینجا هم تقریبا همه خود را در این مورد به نشنیدن زده‌اند. حتما باید یک هنرپیشه یا شخصیت مشهور پایش در میان باشد تا واکنشی نشان داده شود؟!

نمی‌دانم واقعا شاید متر ما اشکال دارد و آن‌چه که در امیرکبیر و دانشکده هنرهای زیبا اتفاق افتاد خیلی غیرت‌برانگیزتر از ایجاد حس ناامنی از نهاد حراست دانشگاه باشد و ما اساسا در اشتباه به سر می‌بریم.

اما چند خبر را با هم مرور کرده و سلامت متر و معیار «فاجعه‌سنجی» خود را کنترل کنیم:

روژهه‌لات نوشته است: «یکی از مسئولان حراست دانشگاه رازی کرمانشاه با همراهی یکی از نگهبان های دانشکده ادبیات این دانشگاه به یکی از دانشجویان دختر این دانشکده تجاوز کرده‌اند.»

تکمله:

کاملترین خبر رسمی در این زمینه را ایلنا داده‌است که ابعاد فاجعه را بیشتر می‌نمایاند. بر اساس این خبر، اين دانشجوي دختر پرونده‌‏اي در حراست داشته است كه اين موضوع باعث مي‌‏شود از سوي معاون حراست تحت فشار و تجاوز قرار گيرد.
رئیس حراست این دانشگاه در جمع دانشجویان معترض گفته‌است که از یک سال پیش در جریان مسائل اخلاقی معاونش بوده ولی به دلیل ارتباط وی با «نهادهای خاص» توان برخورد با او وجود نداشته است!

مطالب دیگر در همین زمینه:

کفن‌پوشان عزیز، کجا هستید؟ - دی.ان.ای، رمز حیات

حراست یا تجاوز - گذار به دموکراسی

چند درس از نحوه انتشار خبر تعرض مسئولين حراست دانشگاه به يك دختر دانشجو - الیجا

این دو دختر محجبه - جمهور

تجمع جمعي از دانشجويان دانشگاه رازي كرمانشاه در اعتراض به تخلفات يكي از كاركنان دانشگاه - ایسنا


+ نوشته شده سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳۸٦ ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

برخلا‌ف دستور پيشين قوه قضاييه به اداره ثبت شركت‌ها؛

 

ثبت ابهام‌برانگيز هيات‌مديره پارسيان

[این گزارش به صورت آزاد برای اعتماد ملی تهیه و در صفحه۶ امروز منتشر شده‌است.]

پناه فرهادبهمن: هر چند دستور صريح قضائي شعبه 25 دادگاه عمومي اجازه ثبت تغييرات بانك پارسيان را از اداره ثبت شركت‌ها سلب كرده بود، اما رايزني‌هاي پشت پرده نهايتا به لغو اين دستور و اقدام اين اداره در ثبت تصميمات مجمع عمومي فوق‌العاده اين بانك در روز گذشته منتهي شد.

تا صبح ديروز تصور مي‌شد كه پيچيده شدن طومار بانك پارسيان از سوي دولت نهم را يك نامه جديد از سوي قوه قضاييه به تاخير انداخته ‌است. نامه‌ جديدي كه رئيس شعبه 25 دادگاه عمومي تهران خطاب به اداره ثبت شركت‌ها نوشته و بر اساس اين نامه اجازه ثبت تصميمات مجمع فوق‌العاده اين بانك كه وجاهت قانوني آن زير سوال رفته، از اداره ثبت سلب شده و اعتبار هيات‌مديره منتخب اين مجمع كه از سوي دولت و در پوشش ايران‌خودرو برگزيده شده بودند با مشكلا‌ت جديدي مواجه شده بود.

اصرار ايران‌خودرو بر عملي كردن خواسته درتغيير مديريت بزرگترين بانك خصوصي كشور، باعث شد تا اين شركت و زيرمجموعه‌هايش در 23 آبان 85 جلسه مجمع عمومي فوق‌العاده‌اي براي اين بانك ترتيب دادند كه حتي دستور صريح ديوان عدالت اداري در مورد غيرقانوني بودن آن جلسه هم در برابر پشتگرمي آنان به دولت ناچيز و قابل چشم‌پوشي مي‌نمود.جلوه‌اي از آن پشتگرمي را مي‌شد در همان روزها در قالب پاداش 300ميليارد توماني به اين شركت خودروسازي مشاهده كرد. پاداشي كه تحت عنوان «وام» و به صورت خلق‌الساعه از آسمان بخشندگي دوست بر سر مديران ايران‌خودرو باريد .

شكايت سهامداران حقيقي نتيجه نداد

به دنبال اتفاقات 23 آبان 85، جمعي از سهامداران حقيقي شكايت ديگري عليه ايران‌خودرو در دادگاه عمومي طرح كردند. محتواي اين شكايت درخواست ابطال تصميمات مجمع فوق بود.شكايت اول مربوط به شكايت عبدا... طالبي، مديرعامل بركنار شده بانك پارسيان از بانك مركزي به ديوان عدالت اداري بود كه ادعا داشت اين بركناري خارج از روال قانوني انجام شده است.

سرانجام ديوان عدالت اداري پس از فراز و نشيب فراوان راي نهايي خود را در فروردين به نفع طالبي صادر كرد.

بانك مركزي در نامه ديگري كه پايان هفته پيش براي بانك پارسيان ارسال كرد با عنوان اين مساله كه «هنوز مراجع ذيصلا‌ح نظر خود را در مورد صلا‌حيت سليماني‌شايسته براي تصدي پست مديرعاملي بانك ارائه نداده‌اند.» صلا‌حيت وي را از نظر خود تاييد شده اعلا‌م كرد. منابعي از اداره ثبت شركت‌ها خبر از ثبت دستوري با تاريخ 28اسفند 85 به امضاي رئيس شعبه 25 دادگاه عمومي تهران مي‌دهند كه در پايان آن آمده ‌است: «با توجه به عدم ثبت صورتجلسه هيات‌مديره، مرتبط با صورتجلسه مجمع عمومي فوق‌العاده موصوف [مجمع فوق‌العاده بانك پارسيان در 23آبان 85 ] و همچنين ثبت اسامي نمايندگان اشخاص حقوقي كه به عنوان اعضاي هيات‌مديره بانك در مجمع فوق‌الذكر انتخاب شدند، لذا مقتضي است از ثبت هرگونه صورتجلسه‌اي كه پيرو مجمع عمومي فوق‌الا‌شعار منبعث يا ناشي از آن باشد تا اطلا‌ع ثانوي و صدور حكم قطعي خودداري نمايند.» اما گفته مي‌شود كه منوچهر منطقي، مديرعامل گروه صنعتي ايران‌خودرو در روزهاي اخير با ارسال نامه‌اي به قوه قضاييه، تلا‌ش كرده تا با ارائه تفسيري از مصالح نظام كه بر آن اساس اين مصالح با مصالح مجموعه تحت مديريت وي گره خورده، مقامات قضايي را مجاب كند تا با استفاده از اختيارات ويژه‌اش پرونده‌هاي مفتوح عليه اجزاي دولت را بر خلا‌ف نظر شاكيان دو پرونده، يعني طالبي و سهامداران حقيقي، مختومه اعلا‌م كرده و دستور ثبت اراده بيرون آمده از كاخ پاستور را به اداره ثبت شركت‌ها بدهد.

با اتفاق صبح گذشته به نظر مي‌رسد كه منطقي كمابيش به هدف خود رسيده است و نهايتا رئيس شعبه 25 دادگاه عمومي تهران ترجيح داده كه دستور گذشته خود را لغو كرده و در حالي شكايت سهامداران حقيقي را پيگيري خواهد كرد كه استقرار هيات‌مديره موضوع شكايت بر صندلي‌هاي مديريت اين بانك رنگ قانوني يافته‌است. ‌ با اين وجود كسي در مورد سرنوشت حكم ديگري كه اساسا دخالت اوليه دولت در امور بانك پارسيان و بركناري مديرعامل آن را مردود اعلا‌م كرده چيزي نمي‌گويد.

كليدسازان در ساختمان مركزي

هر چند بر اساس قانون و همچنين تصريح اساسنامه بانك پارسيان، تا زمان ثبت در اداره ثبت شركت‌ها، تصميمات مجامع قابليت اجرايي ندارد اما سليماني‌شايسته مديرعاملي كه در فضاي سوال‌برانگيز صبح‌ديروز رسميت يافت، از يك هفته پيش با استقرار كامل در اتاق مديرعامل، بلا‌فاصله اقدام به تعويض همه قفل و كليدهاي اين اتاق كرد‌ه‌ است.

محمود شعباني، يكي از سهامداران حقيقي بانك پارسيان از تصميم گروهي از اين دسته از سهامداران براي استفاده از حق قانوني‌شان و اقامه دعوي در دادگاه عمومي به اعتماد ملي خبر داده و مي‌گويد: «حضور سليماني‌شايسته به همراه هيات‌مديره جديد و كوچكترين اعمال قدرتي پيش از ثبت در اداره ثبت شركت‌ها كوچكترين وجاهت قانوني ندارد. شكايت اصلي ما از محمدعلي بهزادان [ مديرعامل فعلي و موقت بانك] است كه حاضر شده سكّان مديريت بانك پارسيان را پيش از طي مراحل قانوني به آنها بدهد. ما اصلا‌ هنوز نمي‌دانيم كه چگونه و با چه استدلا‌لي رئيس شعبه 25 دستور خود را پس گرفته است.»

يكي ديگر از افرادي كه با محافظه‌كاري‌ها و مصلحت‌انديشي‌‌هاي خود و سكوت آزاردهنده بخش قابل توجهي از حقايق را ناگفته گذاشته، خود طالبي است.

گفته ‌مي‌شود كه او منتظر گرفتن پاسخ نامه‌اش از احمدي‌نژاد است. نامه‌اي كه در آن با اشاره به دو حكم مختلف قضائي كه او را مديرعامل قانوني اين بانك مي داند براي بازگشت به محل كارش اذن او را طلبيده است.

گروهي با توجه به بي‌پاسخ ماندن اين نامه، تداوم سكوت طالبي و غيبت رسانه‌اي او را غيرقابل توجيه و در جهت خواست و مصلحت دولتي‌ها مي‌دانند.

شكاف زودهنگام در هيات‌مديره انتصابي

هر چند بر اساس تصميم مجمع فوق‌العاده غيرقانوني23 آبان بزرگترين بانك خصوصي كشور، علا‌وه بر محمد فطانت‌‌فرد حقيقي از شركت تهيه و توليد لوازم يدكي ايران‌خودرو، علي شيخي از سرمايه‌گذاران سمند (مديرعامل سرمايه‌گذاري سمند و رئيس جلسه مجمع فوق‌العاده)، فرهاد حنيفي از شركت قالب‌هاي پيشرفته ايران‌خودرو (معاونت سابق مالي ايران‌خودرو) و علي سليماني‌شايسته از تام‌ايران‌خودرو كه به عنوان نمايندگان حقيقي گروه ايران‌خودرو 4 كرسي از 7 كرسي بانك پارسيان را در اختيار دارند، از سوي ديگر ناصر سالا‌ري از صندوق تأمين آتيه كاركنان تجارت (قائم مقام بانك تجارت)، مهدي كرباسيان از صندوق بازنشستگي كاركنان نفت (رئيس هيات‌مديره بورس و رئيس هيات رئيسه صندوق بازنشستگي كاركنان نفت) به همراه عليرضا طلوع‌كاشف‌پاكدل از شركت خصوصي توسعه اقتصادي نيك‌آثار هم در اين هيات‌مديره حضور دارند، اما اقدامات نمايندگان ايران‌خودرو در تصاحب هر دو سمت اساسي مديريت عاملي (سليماني‌شايسته) و رياست هيات‌مديره (شيخي) و استقرار زودهنگام در ساختمان بانك، كار را به جايي رساند كه ناصر سالا‌ري در همان اولين جلسه هيات‌مديره ، در اقدامي اعتراض‌آميز از سمت خود استعفا داد تا تاوان ايستادن علني در برابر دستور قضائي به گونه‌اي ديگر خود را نشان دهد.در بازي پرهزينه‌اي كه دولت راه‌انداخته، پرداخت هر هزينه‌اي به مدد بهره‌گيري از همه پتانسيل‌ها رايزني‌اش را جايز دانسته و تاكنون توانسته در بزنگاه‌هاي اساسي دستگاه قضائي را به حفاظت از منافع خود مجاب كند.


+ نوشته شده دوشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳۸٦ ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ توسط پناه فرهادبهمنپيام هاي ديگران ()

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin